گزارش اجرای نمایش «سفر در زمان»؛ از خلق ایده تا صحنه

گزارش اجرای نمایش سفر در زمان؛ روایتی از یک تجربه مشترک در تئاتر، انیمیشن و کارگاه‌های هنری که با خلاقیت، همکاری و یادگیری پروژه‌محور، از یک ایده به صحنه رسید.

نمایشنامه «سفر به آینده» نوشته‌ی آراد دولت‌آبادی، داستانی فانتزی و آموزنده برای کودک و نوجوان است که موضوعاتی مانند امید، تلاش، خودباوری، خانواده، مسئولیت‌پذیری و ساختن آینده را مطرح می‌کند.

 

خلاصه‌ی داستان

 

شخصیت اصلی داستان، ویهان، پسری باهوش و عاشق اختراع است که در پرورشگاه بزرگ شده و آرزو دارد مادرش را پیدا کند. او با وجود استعداد زیاد، گاهی دچار غرور و خودبزرگ‌بینی می‌شود و فکر می‌کند از دیگران بهتر است.

 

شخصیت ویهان در نمایش سفر در زمان

 

پس از چند تجربه ناموفق در ملاقات با خانواده‌هایی که می‌توانند او را به فرزندی بپذیرند، ویهان ناامید می‌شود. اما خانم آنه، مسئول پرورشگاه، به او یادآوری می‌کند که نباید تسلیم ناامیدی شود. ویهان تصمیم می‌گیرد با ساختن ماشین زمان به گذشته برگردد و مانع از آن شود که مادرش او را رها کند.

او ماشین زمان را می‌سازد، اما دستگاه درست تنظیم نمی‌شود و ویهان به دوره‌های مختلف تاریخی سفر می‌کند؛ از زمان گاندی و فردوسی گرفته تا آینده و حتی زمان انسان‌های اولیه. در این سفرها می‌آموزد که دانش بدون فروتنی کافی نیست، فرهنگ و گذشته باید حفظ شوند و آینده‌ی انسان به انتخاب‌ها و تلاش‌های خودش بستگی دارد.

 

سفر در زمان

 

در سال ۲۰۳۷، ویهان با ویلبرن و دنی آشنا می‌شود و می‌فهمد دانشمندی به نام رابینسون ماشین زمان را تکمیل کرده است. سپس حقیقتی بزرگ آشکار می‌شود: ویهان همان رابینسونِ آینده است و ویلبرن، پسر آینده‌ی اوست.

ویهان درمی‌یابد که اگر ناامید شود و به زمان خودش بازنگردد، ممکن است آینده‌ی خودش و دیگران را تغییر دهد. او با کمک دوستانش دوباره تلاش می‌کند و ماشین زمان را تعمیر می‌کند. در پایان، با امید و تجربه‌ای تازه به زمان خودش بازمی‌گردد و تصمیم می‌گیرد به اطرافیانش نیز برای شناخت توانایی‌هایشان و ساختن آینده کمک کند.

 

رویارویی با شخصیت های مختلف در زمان های گوناگون

 

 

پیام نمایشنامه

 

مهم‌ترین پیام نمایشنامه را می‌توان در این جمله خلاصه کرد:

«کلید آینده در دستان ماست و آن چیزی نیست جز تلاش.»

این داستان یادآوری می‌کند که آینده چیزی نیست که فقط منتظرش باشیم؛ ما با انتخاب‌ها، تلاش و پشتکار خودمان آن را می‌سازیم.

ویهان در مسیر خود یاد می‌گیرد که از شکست نترسد و تسلیم ناامیدی نشود؛ زیرا شکست می‌تواند بخشی از مسیر موفقیت باشد. او همچنین می‌آموزد که باهوش بودن به معنای بهتر بودن از دیگران نیست و هرکسی توانایی و استعداد خاص خود را دارد.

 

پیام نمایش سفر در زمان

 

داستان همچنین نشان می‌دهد که خانواده فقط به معنای نسبت خونی نیست و محبت، حمایت و همراهی نیز می‌توانند خانواده بسازند. در نهایت، ویهان درمی‌یابد که می‌توان به دیگران کمک کرد تا استعدادهای خود را بشناسند و آینده‌شان را بسازند.

در طول این سفر، جمله‌ای بارها تکرار می‌شود:

«باز ادامه بده.»

همین جمله به یکی از مهم‌ترین کلیدهای داستان تبدیل می‌شود؛ اینکه برای ساخته شدن آینده، باید دوباره تلاش کرد.

از نمایش تا یک پروژه مشترک

 

در «بهار ایده»، کارگاه‌ها جزیره‌های جدا از هم نیستند. یادگیری در قالب تجربه‌ها و پروژه‌هایی شکل می‌گیرد که هنر، مهارت، خلاقیت، تفکر و کار گروهی را به یکدیگر پیوند می‌دهند.

پروژه «سفر در زمان» یکی از همین تجربه‌هاست؛ پروژه‌ای که از دل یک نمایش آغاز شد، اما از مرز صحنه عبور کرد و به تجربه‌ای مشترک میان چند کارگاه تبدیل شد.

 

از نمایش تا یک پروژه مشترک

 

در مرکز این پروژه، داستان ویهان قرار دارد؛ کودکی بااستعداد که در مسیر پیدا کردن خانواده و ساختن آینده، در نهایت با مهم‌ترین چالش خود یعنی شناختن خودش روبه‌رو می‌شود.

سفر ویهان فقط سفری میان سال‌ها نیست؛ سفری برای فهمیدن این حقیقت است که گذشته را همیشه نمی‌توان تغییر داد، اما می‌توان از آن یاد گرفت و آینده هنوز نرسیده است، اما می‌توان برای ساختنش تلاش کرد.

شما میتوانید برای آشنایی با موسسه بهار ایده از طریق بخش آموزش خلاق، دسته بندی های آموزشی را مشاهده کنید و با کلیک روی هر بخش، جزئیات کلاس ها و کارگاه ها را مطالعه فرمائید.

یک ایده، روایت‌های متفاوت

 

در کارگاه نمایش، «زمان» به قصه، شخصیت، حرکت و اجرا تبدیل شد.

هنرجویان در نقش شخصیت‌های داستان، گذشته، حال و آینده را تجربه کردند و در طول تمرین‌ها با مفاهیمی مانند انتخاب، شکست، امید، همکاری، شناخت خود و ساختن آینده درگیر شدند.

در این مسیر، ویهان برای هنرجویان نمادی از کودکی شد که می‌تواند تغییر کند؛ کودکی که ابتدا از شکست می‌ترسد و ناامید می‌شود، اما کم‌کم یاد می‌گیرد به جای تسلیم شدن، دوباره تلاش کند.

 

یک ایده، روایت‌های متفاوت

 

این تجربه در کارگاه انیمیشن با زبان تصویر ادامه پیدا کرد. هنرجویان موضوع نمایش را به دنیای تصویر و حرکت بردند و با استفاده از آموخته‌هایشان، تیزرهایی برای معرفی نمایش و دعوت مخاطبان ساختند.

به این ترتیب، آن‌ها فقط بازیگران یک نمایش نبودند؛ بلکه در روایت، تولید و معرفی پروژه نیز نقش داشتند و یاد گرفتند یک ایده چگونه می‌تواند از داستان به تصویر تبدیل شود.

وقتی «زمان» ساخته شد

 

در کارگاه نجاری، «زمان» از یک مفهوم ذهنی به یک تجربه ملموس تبدیل شد.

هنرجویان با الهام از موضوع پروژه، یک ساعت ساختند؛ ساعتی که در آن طراحی، اندازه‌گیری، کار با ابزار، دقت و مهارت دست در کنار هم قرار گرفت.

اما ساعت در این پروژه فقط یک شیء ساخته‌شده نبود. فرایند ساختن به هنرجویان نشان داد که یک قطعه چوب در یک لحظه به محصولی کامل تبدیل نمی‌شود؛ اندازه‌گیری، برش، دقت، اشتباه، اصلاح و مهم‌تر از همه زمان لازم است.

درست مثل یک نمایش.

درست مثل یادگیری.

و درست مثل خودِ ویهان.

وقتی «زمان» ساخته شد

از دانستن تا ساختن

 

در طول پروژه، پرسشی مهم شکل گرفت:

زمان چه نقشی در تغییر کردن، ساخته شدن و به نتیجه رسیدن دارد؟

داستان ویهان به هنرجویان نشان داد که گذشته همیشه قابل تغییر نیست، اما می‌توان از آن یاد گرفت. آینده هنوز نرسیده است، اما می‌توان برای ساختنش تلاش کرد. و چیزی که در اختیار ماست، همین امروز و انتخاب‌هایی است که در آن انجام می‌دهیم.

کارگاه نجاری این مفهوم را با دست و ابزار تجربه کرد؛ نمایش آن را با بدن، صدا و داستان روایت کرد و انیمیشن آن را به تصویر و حرکت تبدیل کرد.

 

از دانستن تا ساختن

 

در هر سه مسیر، یک مفهوم مشترک وجود داشت:

هیچ چیز مهمی یک‌باره ساخته نمی‌شود.

ساختن به زمان نیاز دارد؛
یاد گرفتن به تمرین نیاز دارد؛
تغییر به صبر نیاز دارد؛
و رسیدن، گاهی به شکست خوردن و دوباره آغاز کردن.

از همین‌جا، «سفر در زمان» معنایی فراتر از نام یک نمایش پیدا کرد.

یادگیری پروژه‌محور

 

در رویکرد پروژه‌محور «بهار ایده»، هدف این نیست که هر کارگاه فقط یک مهارت مستقل را آموزش دهد.

تلاش می‌کنیم میان تجربه‌های مختلف کودک و نوجوان ارتباط ایجاد کنیم تا آنچه در یک کلاس یاد می‌گیرد، در فضایی دیگر دوباره معنا پیدا کند.

 

یادگیری پروژه‌محور

 

در «سفر در زمان»، یک مفهوم مشترک در چند فضای متفاوت زندگی کرد:

در تئاتر، روایت شد؛
در انیمیشن، تصویر شد؛
در نجاری، ساخته شد.

این رفت‌وآمد میان هنر، فکر و مهارت است که به یادگیری عمق می‌دهد.

هنرجو می‌بیند آنچه در یک کارگاه تجربه کرده، می‌تواند در جای دیگری به کار بیاید و بخشی از یک پروژه بزرگ‌تر شود.

در چنین مسیری، کودک فقط دریافت‌کننده آموزش نیست؛ فکر می‌کند، انتخاب می‌کند، تجربه می‌کند، می‌سازد، اشتباه می‌کند، اصلاح می‌کند، با دیگران همکاری می‌کند و نتیجه کار خود را با مخاطب به اشتراک می‌گذارد.

 

اجرای حرکات فرم در نمایش سفر در زمان

از ایده تا اجرا

 

اکنون نمایش «سفر در زمان» به مرحله اجرا رسیده است؛ اما آنچه روی صحنه دیده می‌شود، تنها بخش پایانی مسیری طولانی‌تر است.

پشت این اجرا، هفته‌ها تمرین، گفت‌وگو، ساختن، آزمون و خطا، همکاری و تجربه قرار دارد.

تیزرهایی که هنرجویان برای دعوت مخاطبان ساخته‌اند، ساعتی که در کارگاه نجاری شکل گرفته و نمایشی که روی صحنه می‌رود، همگی قطعات یک تجربه مشترک‌اند.

تجربه‌ای که به هنرجویان یاد داد یک پروژه بزرگ از کنار هم قرار گرفتن مسیرهای کوچک‌تر ساخته می‌شود و هر مسیر، مهارت و نگاه تازه‌ای به آن اضافه می‌کند.

«سفر در زمان» برای ما تنها نام یک نمایش نیست؛ روایتی از خودِ یادگیری است.

 

از ایده تا اجرا

 

روایتی درباره کودکی که می‌خواهد آینده‌اش را تغییر دهد و در طول مسیر می‌فهمد که شاید مهم‌ترین تغییر، تغییر نگاه خودش به زندگی باشد.

درباره شکست خوردن و دوباره تلاش کردن؛ درباره شناخت توانایی‌های خود، احترام به توانایی‌های دیگران و فهمیدن اینکه متفاوت بودن، زمانی ارزشمند است که با فروتنی و مسئولیت همراه باشد.

و مهم‌تر از همه، درباره این حقیقت ساده که آینده از جایی دور نمی‌آید؛ آینده از همین امروز و از انتخاب‌های کوچک ما ساخته می‌شود.

همان‌طور که ویهان در پایان داستان می‌آموزد:

«کلید آینده در دستان شماست و آن چیزی نیست جز تلاش.»

شاید این همان چیزی باشد که می‌خواستیم هنرجویان در این پروژه نه فقط بشنوند، بلکه تجربه کنند:

برای ساخته شدن باید فرصت داد؛
برای تغییر کردن باید صبور بود؛
برای یاد گرفتن باید تجربه کرد؛
و برای رسیدن، باید مسیر را ادامه داد.

در این پروژه، ما فقط درباره زمان حرف نزدیم؛

زمان را دیدیم، روایت کردیم، ساختیم و در مسیر یادگیری زندگی کردیم.

سپاس و قدردانی

 

در پایان، با سپاس و قدردانی از همه تسهیلگران، هنرمندان و همراهان پروژه «سفر در زمان» که هر یک با تخصص، خلاقیت و همراهی خود، بخشی از این مسیر را شکل دادند:

محمد عبدی جمالی | طراح و کارگردان نمایش
مبینا بابایی | دستیار کارگردان
سروه بابلی | طراح فرم
مونا ترابی‌سرشت | طراح و گرافیست
حسن کمالی | عکاس، فیلم‌بردار و تدوینگر
نیلوفر خوان‌پایه | مسئول هماهنگی صحنه و لباس
پرهام فهرستی | مسئول آماده‌سازی صحنه و تدارکات
پدیده خوان‌پایه | مسئول تدارک یادبودها

و نازیلا پاکیاری | مدیر هنری

 

سپاس و قدردانی از همه تسهیلگران، هنرمندان و همراهان پروژه «سفر در زمان»

 

همچنین سپاسگزاریم از مدیریت جناب وحید معینی و کادر محترم سالن نمایش صحنه آبی برای همراهی و همکاری در اجرای این پروژه.

و سپاس ویژه از خانواده‌های محترم هنرجویان عزیزمان که در تمام این مسیر، با صبوری، اعتماد، همراهی و حمایت خود در کنار ما بودند و با عشق، فرصت تجربه کردن، آموختن و به ثمر رسیدن این مسیر را برای فرزندانشان فراهم کردند.

«سفر در زمان» حاصل یک تلاش جمعی بود؛
مسیری که با همراهی، خلاقیت، اعتماد و کار گروهی، از یک ایده آغاز شد و بر صحنه جان گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند (*)

BAHARIDEA © تمام حقوق این وبسایت متعلق به مدرسه هنر بهار ایده میباشد.